![]() |
wednesday in love |
![]() |
| Time To Be Loved |
|
مست می و نوشین لبت ای یار!
|
|
تازگیا بعضیا فکر میکنن جواب ابلهان خاموشیست
یکی بهشون بگه چقد نفهمن که هنوز خاموشیو به روشنی ترجیح میدن پی نوشت: صحبتهای یک سر مست به جدول زده! ۲: آدم تو شیلنگ توالت شنا کنه!! ولی کسی دوسش نداشته باشه |
|
ادامه ی یک زندگی سگی!! به سبک خودتون!
|
|
یه قانون هست که هیچ جا درج شده نیستش
قانونی که بحثشه قانونه جنگله من و تو هر دو هرکدوم قربانی به یه نمره ایم چرا هنوز زندم این واسم یه سواله!! ما بین یه گله گرگ بزرگ شدیم ما عین یه بچه گرگ خب گرگ شدیم من بیگناهم حتی خدا هم شاهده! بذار بگم من یه قربانی تو جنگلم! آدمای دورو بر تو لاشخور صفتن نهایت تو هم میشی لاشخور - چه بد! خیلیا زندن چون کشتن جرمه!! روزی که روح آزاد شه کی میاد؟ پشتم شد به جامعه!! اینا باعث شد فاصله ی عشق و نفرت زیاد شه اینجا تهرانه!! همه گرگن میخوای باشی بره؟ اینجا جنگله بخور تا خورده نشی!! حقیقت روشنه خودتو به اون راه نزن! روشن ترش میکنم پس بمون جا نزن! دلیل چرخش زمین نیست جاذبه پوله که زمینو میچرخونه جالبه!! تا حالا شده عاشق دختر بشی؟ میخوام حرف بزنم رک تر - بشین!! پیش خودت میگی اینه عشق تاریخی ولی دافت با یه بچه مایه داره خواب دیدی!! خیره! یادت باشه غیر خودت بزن قید هر چی آدم که کنارت میبینی تو! خدا بهت پوزخند میزنه!! میخوای بخوابی؟ تو بیداری کابوس ببین بیا با هم به این دنیا فحش ناموس بدیم!! خدا!! پا میشی یا نه؟ اینم یه تز جدید واسه ادامه ی زندگی!! پی نوشت: زندگیمو عوض کردی! ایول! اون آدم صاف و عاشق با یه ضربه ی تو شده یه گرگ درنده! اینم یه نوعشه دیگه - باید همه ازت حساب ببرن و گرنه صداقت کیلویی چنده پی نوشت ۲: راستی!! کسی جاییو میشناسه واسه جر دادن؟ |
|
بی تو!! منم که بی خودی حماقت کردم!!
|
|
توی کافه نادری, کنج همون میز بلوط
دو تا صندلی لهستانی هنوز منتظرن تا منو تو بشینیم گپ بزنیم مثل قدیم شب بشه مشتریا تا آخرین نفر برن ما همیشه اولین و آخرین بودیم رفیق هم توی تابستون داغ هم توی پاییزای سرد چشمک ستاره هارو میشمردم یادته؟ واسه تنهایی شب غصه میخوردیم یادنه؟ من مثل سایه ی تو , تو واسه من مثل نفس هردومون برای همدیگه میمردیم یادته؟ دستامون تو دست هم , گم میشدیم تو خواب شب پی نوشت: این آهنگ مال رضا یزدانیه ولی خب حرف دل منم هست تقریبا |
|
گفتگو با یه عده بی خاصیت و خدا!
|
|
خدایا بسه دیگه!!
هر جا میرم خاطراتش زنده میشه!! مسافرت... زیر بارون... کافی شاپ.. با اینو با اون! مگه 14 ماه و 14 بار دیدن این حرفارو داره آخه؟ چرا اینجوری من عاشق بودم و اون نفهمید! حالا باید تاوان نفهم بودن اینو اونم من بکشو؟ اگه چشماش بارونیه من میدونم چرا! ولی چشمای خودم رو نه! خدا جونم - این دفعه با تو هستم!! ول میکنی یا نه؟ بس میکنی یا نه؟ بی خیال ما میشی یا نه؟ نمیدونم دارم زندگی مینم یا زندگی منو! میدونی این دنیای قشنگت مارو چیکار کرده؟ خب "چیکار"ش رو بردار!! اونوقت میفهمی این همه آدم چرا یک خاطره؟ بازم بگم؟ بازم بگم یا یکیو نشونم بده یا بکش و خلاصم کن؟ بازم بگم خسته شدم از این 6 سال بیهوده گی؟ خب غلط کردم!! خوبه ؟ راضی شدی؟ اون از اونی که منو عاشقش کردو شعورش به این چیزا نمیرسید اینم ازین دنیات که هر روز ما رو به فنا داده... بس کن!! دیگه من تنهایی نمیتونم!! این خط این نشون!! یه دفعه دیدی یه کاری دست خودم دادما!!! حالا خود دانی!! راستی!! واقعا خوشی زده بود زیر دلت که ان دنیارو درست کردی یا هدف داشتی؟ مارو که زرتی انداختن این تو گفتن هر چی بکشی حقته ولی جرممون چیه؟ میگی؟ پی نوشت: دیگه خسته شدم!! حتی سفر هم دیگه عادی شده |
|
دیگه دیگه!
|
|
دارم میرم سفر
زود بر میگردم! شایدم دیر! ولی بر میگردم راستی من همه رو فراموش کردم و به هیچکس کاری ندارم کاش همه هم من رو فراموش کنن وقتی راهها و فکرها فرق دارن خب مریض که نیستیم هی گیر بدیم به هم - نه؟ پس خداحافظ تا ... مثل آخرین بوسه پی نوشت: شاید بر نگردم! این خصوصیت آب و هوای مدیترانه ایه.
|
|
نظر من! (نون - الف)
|
|
متاسفانه یا خوشبختانه میدونم کی هستی آقای نظر من!!
از اینکه اسمتو بذاری نترس چون میدونم هم من رو میشناسی هم اونو و هم... تو نمیدونی خیانت چیه نمیدونی احساس چیه نمیدونی غرور چیه امیدوارم یک روز غرور و احساست بشکنه تا ببینم تو هم حرفای منو میزنی یا نه!! ناراحتی نخون مطالبمو عزیزم! تلافی هم کار خوبی نیست مثل انتقام... پس تو هم اشتباه میکنی ! تا حالا شده بخوای کسی رو که یکی از نزدیکاتو کشته دیگه زندگی واسش نذاری؟ حالا اگه این نزدیکان تو همون احساس تو باشن چی؟ بفهم جناب آقای قابل ستایش که: یک احساس به قتل رسیده! و بابت این قتل به من نه دیه ای پرداخت شده نه هیچی و نه حتی فرصت سرزنش! حالا شما دیگه بهتره یه کم فکر کنید و از گفتن اسمت نترسی که میدونم چه رابطه ای خواهی داشت متاسفانه نمیتونم واست آرزوی خوشبختی کنم! ببخشید! پی نوشت ۱: چند وقت پیش در چنین روزهایی احساسی به قتل رسید که قاتلش معلوم بود و فراری - قراری از روبه رو شدن - از سرزنش شدن - از زندگی - از عشق - و هنوز کینه ای از انتقام در خونهای من میجوشید - گاهی کوتاه میومدم و گاهی نه - ولی تا حالا شده فکر کنی این همه سختی و جدایی و تنهایی واسه چیه؟ شاید یک آه سایه به سایه راه میره!! من اینجوری نشدم ولی شدم - پس تا بعد! پی نوشت ۲(به نون.الف.ب): نمیخواستم اینو بدونی ولی دوستت نذاشت! پی نوشت ۳: دیگه دوستت ندارم ببخشید! و نمیتونم نه آرزوی خوشبختی کنم نه خرسندی نه پیروزی - این قیافه ی حق به جانب مال منه تا حقی که رفته رو بگیرم! ببخشید! پی نوشت ۴: ببخشید واسه تمام خاطرات گندیده ی به جا مونده!! دارم دفن میشم عزیزم! پی نوشت ۵: من یه بره بودم که گرگ شدم! ببخشید!! که گرگم کردی! همه میدونن!! ولی واسه آدمایی که لیاقت دارن هنوز بره ام در آخر: خوشحال میشم از پشت پرده بیاین بیرون آدما! من کارگردان این نمایشم!! |
|
باران بچگی
|
|
با هم شروع کردیم
درست اول بیست سالگیها بار اول من - بار دوم تو - عاشقانه ی من و تو با هم بچگی کردیم بچگانه عشق ورزیدیم و عاشق شدیم بزرگتر ها به ما میخندیدند و ما زیر لب به آنها درست زیر باران بود که به هم قول دادیم هیچوقت بزرگ نشیم بچگانه و معصومانه پاک و عاشق تا ابد بمونیم ولی تو بزرگ شدی هرروز بزرگ بزرگتر آنقدر بزرگ شدی تا همان حرفهای عاشقانه ی ما همونطور که قبلا واسه بزرگترها مسخره بود واسه تو هم شد! و تو رفتی و من تنها تر از همیشه ماندم تنها و در خیال واهی با کسی بودن کسی که بتوانم مانند تو با او هم بچگی کنم و فراری از بزرگترها و متنفر از همه ی بزرگترهایی که به من و به تو نزدیک میشوند یا شدند یا میخوان بشن من میمانم و میسوزم و تنها همیشه سر میکنم فقط بخاطر اینکه تو خواستی بزرگ شی! همش تقصیر توئه! فقط یه چیزی: توی بزرگی چی بود که توی دنیای پاک بچگی نبود؟ پی نوشت: توی یه فیلمی یکی گفت: وقتی از رفتن یکی تنها میشی دلت میخواد انتقام بگیری - یا از خودش یا از خدا!! (فیلم مترجم دیالوگ نیکل کیدمن) |
|
حالا بگو به من - تو عاشقی یا من...؟
|
|
من هیجانی را تجربه کرده ام |
|
دیگه برم بهتره
|
|
تازه فهمیدم: چیو؟ اینو:
به هیچ کس اعتماد نکن فکر خودت باش! وقتی با کسی ای مطمئن باش با هیچ کس نیست؟ چه خواب و خیالی! هر کس میگه به فکر دوستی نیست دروغ میگه!! هر کی میگه تا آخر میخواد تنها زندگی کنه دروغ گفته!! اون هرکیا هر چقدر هم خوب باشن وقتی یکی گیرشون بیاد که اونا رو از بعضی لحاظ راضی کنه $$$$$ دو دستی میچسبن. اون هرکیا هر کی که باشن فرق نمیکنن چون یکین همه!! همه و همه! خدا جونم.... چرا اینقدر اذیت میکنی؟ بسه دیگه!! میذارم میرما!! آخه جاییم نمیتونم برم! یا یه کاری کن آروم شم و عاشق یا دستم و بگیر منو ببر پیش خودت یعنی اینقدر بد شدم که نمیخوای پیشت باشم؟ از همه چی خسته شدم!! دعوتم کن! زود باش! منو ببر از اینجا هر چی زود تر بهتر... نمیخوام دیگه! اینو میفهمی؟ نمیخوام داد بزنم و گریه کنم و ... میخوام آروم بهت بگم این بنده هات هرچقدر خوب فقط فکر خودشونن یکی نیست منو بخاطر خودم بخواد یکی نیست کنارم باشه بازم بگم؟ من منتظرما... به عزرائیلت بگو دعوت نامه نمیخواد بیاره! دستشو دراز کنه دستشو میگیرم! یادت نره ها... تا حالا منتظر هر کی و هر چی شدم بیخود بود حالا منتظر توام دو کار ازت خواستم یا راحتم کن و منو بیار پیش خودت! یا یکیو زودتر نشونم بده! همین! مرسی فعلا... |
|
ایییییییییییی
|
|
ای خدا کاری نکن که دل به یادش بشینه...
داره دلم تنگ میشه کم کم داره سردی و تاریکی هوا احساسم میشه کم کم کسایی رو که میبینم... نمیدونم این جای خالی چجوری پر میشه که! باید تموم بشه باید این روزا سپری بشه گله دارم از خداوند اگه باز تورو نیاره پی نوشت: لعنت به این تنهایی! دلم برات تنگ شده!! پی نوشت ۲: اگه از عاشقی گفتم - همیشه از تو میگفتم |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
مرا برای عشق ببوس آسمان هوای بوسیدن زمین دارد.... هویج دارین؟ painters چخ کل!!!! سرزمین رویا زندگی علی |
|
RSS
|
|
|