![]() |
wednesday in love |
![]() |
| Time To Be Loved |
|
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
?????? چرا این همه علامت سئوال؟؟؟ برای چیزی که شاید همه میدونیم ولی ساده ازس میگذریم.... |
|
تصویری که من...
|
|
فکر میکنین این تصویر یعنی چی؟ کار خودمه ها - یه دفعه ای خلاق شدم ییهووووووووو ولی فکر کنم یکی بدونه یعنی چی مگه نه؟؟؟ |
|
زندگی...
|
|
روزی میرسد روی تمامی درها و دیوارها مینویسند مرگ تو یعنی هر کسی که میداند عشق یعنی چه مرگ یعنی هر چیزی که من را به بهترین ببرد تو یعنی هر کسی که میداند عشق یعنی چه
|
|
باغ فردوس 4 بعد از ظهر!!!
|
|
میدونم که فقط عشق میتونه باشه I LOVE YOU
ولی اینا همش به کنار دوستت دارم.... |
|
روز آخر...
|
|
شب شده
حالا یه کم راحت ترم ti amo così tanto |
|
پیش در آمد روز آخر (عصر و برف!)...
|
|
هوای تهران فردا برفیه
|
|
پیش در آمد روز آخر(ظهر) ...
|
|
انتظار همیشه سخته
اینجوری شد که دل من پروانه ای شد خب دلم تنگ شده خب!!! چیکار کنم خب؟ هااان؟ دلم تنگیده........... |
|
پیش در آمد روز آخر ...
|
|
مگه میتونم به عاشقترین مرد زمین اجازه ندم؟ |
|
روز شانزدهم...
|
|
نمیتونی هیچوقت تنها باشی پی نوشت:اینجوری بقل کردن رو دوست داری؟ راستشو بگو؟؟؟؟ |
|
پیش درآمد روز شانزدهم...
|
|
شبت بخیر عزیزم سلام عزیزم - صبحت بخیر عشق من- دلم تورو میخواد اجازه میدی سرم رو روی سینت بذارم و زندونی قلبت بشم؟ این جمله هارو فقط کسی میتونه بزنه که عاشقانه دوست داره |
|
روز پانزدهم...
|
|
قبلا - خیلی قبل تر با این عکس و تنهاییهام بودم
توی غروبی که قشنگ بود ولی دلگیر آخه وقتی تنهایی تو غروب فقط میخوای گریه کنی و غم داشته باشی نیمکتی که خالیه و تو دوست داری با یکی اونجا بشینی ولی با کی.....
کم کم اوضاع بدتر هم شد
ولی حالا نه
|
|
پیش درآمد روز پانزدهم...
|
|
وقتی کسی رو دوست داری نمیتونی سرش رو روی سینت نذاری و نوازشش نکنی |
|
روز چهاردهم
|
|
اگه عاشق نباشی نمیتونی عشق بورزی
جمله ی دوستت دارم روی لبات خشک میشه آغوشت میپوسه در تنهایی تنهایی ای که خودش رو هم نمیتونه بقل کنه اگه عاشق نباشی نمیتونی هدیه بگیری لبهات جایی واسه ی لبهای دیگری نداره اگه عاشق نباشی نمیتونی ببوسی نمیتونی کسصی رو دوست داشته باشی تنها با عشقه که میتونی امید داشته باشی به آینده آینده ای که در 20 سالگیت تاریک تاریک است ولی اگر عاشق باشی دستی می آید و فضای خالی انگشتت را پر میکند تا بدانی آینده مال توئه اگه عاشق نباشی حتی نمیتونی راحت بمیری ولی وقتی عاشق شدی و عشقت کنارت بود بوست میکرد - حتی از راه دور میومد تو بقلت و کسیو داشتی که بهش شب بخیر بگی و صبح از خواب بیدارت کنه اونوقت واسه اون و تو آینده معنی دار میشه همه چی یعنی عشق اگه عاشق نبودی....... ولی من عاشقم پس هستم |
|
پیش درآمد روز چهاردهم...
|
|
اولین احساس: |
|
روز سیزدهم...
|
|
نمیدونم از چی بگم از عشق ، که همه ی زندگی آدم رو شامل میشه از بوسه ، که آدم رو پر از انرژی میکنه از آغوش ، که هیچی آروم کننده تر از اون نیست از لب ، که به زیبایی و لطیفی و دلچسبی اون نداریم از چشم ، که عمیقترینها هم به پایش نمیرسند از موها ، که رقص هیچی مثل رقصش در باد نیست میدونم از چی بگم یک حس لطیف: یک حس قوی: یک سئوال: |
|
روز دوازدهم...
|
|
گاهی آنقدر دلم تنگ میشه
آنقدر هوای بوسیدن داره آنقدر توی برف راه میره آنقدر پر از احساس میشه آنقدر لطیف و نازک میشه آنقدر به رسیدن فکر میکنه آنقدر دستای تورو تصور میکنه آنقدر عاشقانه شعر میگه که دوست دارم بقلت کنم موهاتو نوازش کنم دستاتو فشار بدم ببوسمت و تا خود صبح تو بقلم نگهت دارم و بهت بگم همه ی داشتنیهای من تویی مثل دیشب - شب یازدهم که اینقدر گفتم دوستت دارم که خوابت برد منم آروم خوابیدم و تو گوشم صدای تو که میگفتی: عشق من - دوستت دارم - من رو ببوس... حالا میگم: عشق من - دوستت دارم - دستامو بگیر با یه دنیا عشق با یه دنیا آینده با یه دنیا با تو بودن با یه دنیا آینده ای از جنس من و تو با یک دنیا دوستت دارمهای لبهای تو... |
|
روز یازدهم
|
|
من را بخاطر عشق ببوس:
بوسه ای که هیچوقت فراموش نمیشود انتظار بوسه بوسه ی اول طعم دلنشین لبهای یک عاشق لبها خودشون میدونند چجوری با هم حرف بزنند آتشی که بعد از روشن شدن خاموش نمیشود یک بوس کوچولو - یک دنیا عشق بوسه ی عشق: یک صدای داغ: سه بوس کوچولو: |
|
روز دهم...
|
|
قسمت اول: (مرگ مرگ)
روزی که مرگ را با چشمانم دیدم روزی بود که..... روزی بود که.... روزی که.... از وقتی تو اومدی ، حتی خیال خام مرگ رو هم ندیدم چه برسه به دیدن خود مرگ اونم با چشمام! قسمت دوم: (خود تو) قسمت سوم: (عشق و چشم) |
|
روز نهم...
|
|
روز اول:
پر از احساس تنهایی - پر از دلتنگی - پر از احساسات نمناک روز دوم: به نمناکی دیروز - خیس خیس- بدرقه ، سخت ترین حالت دیدار- شب یلدا - خاموشی چشمان خیس- طولانی و جذاب تا ساعت 2 بامداد روز سوم: برای فردا - برای روزها - پر از نوشته و احساس - پر از عشق روز چهارم: نمئنه ای از یک من در یک نگاه روز پنجم: دوستان عزیز من... امروز روز نهم هست و من هنوز منتظرم - منتظر حادثه ای که چیزی به آغازش نمانده - اولین زمستانی که پر از احساس خوب با تو بودنه |
|
روز هشتم...
|
|
به خانه مي رفت
با كيف و با كلاهي كه بر هوا بود چيزي دزديدي ؟ مادرش پرسيد دعوا كردي باز؟ پدرش گفت و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد به دنبال آن چيز كه در دل پنهان كرده بود تنها مادربزرگش ديد گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش و خنديده بود (حسین پناهی) بهترین لحظه ام را تصور کردم ، در گوشه ی سالن نشسته ام و تو روبروی من نشستی ، آرام و زیبا ، به من لبخند میزنی ، با تمام وجودم پیانو میزنم ، شاد میشوی ، فنجان قهوه روبروی من آماده برای خوردن ، و بارانی دل انگیز در پشت پنجره ها منتظر ماست تا بعد از اتمام قهوه و پیانو با هم در آن قدم بزنیم و لذت ببریم و شاید برقصیم فقط فنجان خالی قهوه ی دیروز روبروی من است ، و بقیه یک رویای زیبا |
|
روز هفتم...
|
|
با دستهایت برای دستهایم آواز خواندی
برای چشمهایم با چشمهایت برای لبهایم با لبهایت... من با چشمها و لبهایت انس گرفتم با تنت انس گرفتم چیزی در من فروکش کرد چیزی در من شکفت من دوباره در گهواره ی کودکی خویش به خواب رفتم و لبخند آن زمانیم را بازیافتم (شاملو) در چهره ی من تیرگیها به فکر خواندن بودند |
|
روز ششم...
|
|
من با تو تنها نیستم هیچکس با هیچ کس تنها نیست (شاملو) کسی را داشتن خیلی خوبه و مهم کسی که دوستش داشته باشی دوستت داشته باشه عشقت باشه عشقش باشی کسی که بدانی با حضورش هر کجا که باشد هیچوقت - هیچ جا - تنها نیستی کسی که باهاش کم نیاری!!! و ادامه بدی.... کسی که باهاش یک دنیا زندگی کنی کسی که اینو داره میخونه و دلش تورو میخواد و میخوای بهش بگی دوست دارم چشم تو چشم با یه بوس کوچولو |
|
روز پنجم....
|
|
هیچ کس با هیچکس سخن نمیگوید که خاموشی به هزار زبان در سخن است (شاملو) عشق جزیی از خاموشیها و گفتنیهاست وقتی هیچ نمیگویی وقتی دستی در دستت است وقتی نگاهت امتداد دارد وقتی آغوشت بیقرار است و سکوت سنگینی حکمران است..... هیچ کلمه ای نمیتواند مانند سکوت معنی عشق را در هر لحظه بیان کند سکوتی که تا ابد ادامه دارد عشقی که تا ابد ادامه دارد منی که تا ابد میمانم توئی که تا ابدیت هستی ما همه در ابد عاشق میشویم و در ابد میمیریم تا ابد من زنده ام - عاشقم - میبوسم - تو را دوست دارم تا ابد تا ابد - آغوش - عشق - بوسه - تو - من - ما |
|
روز چهارم
|
|
بی آنکه مجالی بیابم
عاشق شدم معتادم به بوسه معتادم به آغوش معتادم به لبخندی از جنس عشق معتادم به دوستت دارم ها اعتیادی که خماری اش سالها میماند و دور از آغوش گریه میکند |
|
روز سوم...
|
|
قمریها پروازکنان میخواندند آسمانی آبی در هر چشم مرگ در هر لحظه عطر یاس بی برگشت دریایی آرام یک افق زیبایی طعم خوب باران دنیایی بی ابر بی رویا من در آغوش تو آرام آرام میمیرم.... |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
مرا برای عشق ببوس آسمان هوای بوسیدن زمین دارد.... هویج دارین؟ painters چخ کل!!!! سرزمین رویا زندگی علی |
|
RSS
|
|
|