تبليغاتX
wednesday in love
MAHMOODREZA CRIMSON  WEBLOGچهارشنبه جديدخوش امديد

         BBC Persian        

wednesday in love
Time To Be Loved
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

??????

چرا این همه علامت سئوال؟؟؟

برای چیزی که شاید همه میدونیم ولی ساده ازس میگذریم....

2 نوشته شده در  Thu 18 Jan 2007ساعت 9:58 PM  توسط کریمسون | 
تصویری که من...

فکر میکنین این تصویر یعنی چی؟

کار خودمه ها - یه دفعه ای خلاق شدم ییهووووووووو

ولی فکر کنم یکی بدونه یعنی چی مگه نه؟؟؟

2 نوشته شده در  Fri 12 Jan 2007ساعت 11:43 AM  توسط کریمسون | 
زندگی...

روزی میرسد روی تمامی درها و دیوارها مینویسند مرگ
                                 روی تمامی چهره ها مینویسند مرگ
           روی آرزوها
             روی داشتنی ها
                  روی نداشتنی ها
                       روی همه چیز!!
کاش بتوانیم به همان سادگی که روی همه ی کاغذهای دفترهایمان نوشتیم:
                                                                                                                 زندگی؛
روی برگ آخر آخرین دفتر بنویسیم:
                                                  مرگ؛
مرگ عجیب نیست ، هر کسی هم که میگوید مرگ ، نا امید نیست!
                                                                 مرگ فقط نوع دیگری از پرواز است
چه خوش پروازی که تو سراینده اش باشی
                                              آنرا بنویسی
                                              کاملش کنی
                                                نشانم بدی
                                              و با هم
                                                   پرواز کنیم

تو یعنی هر کسی که میداند عشق یعنی چه
                چه خدا باشد - چه تویی که زندگی ام هستی...

مرگ یعنی هر چیزی که من را به بهترین ببرد
                 چه عزرائیل که من را از این دنیای هزار رنگ و مادی میگیرد
و چه تویی که
                من را
                      از زندگی ای که فقط نامش زندگی بود گرفتی
و تازه فهمیدم
زندگی یعنی چه...
من با تو مردم
مطمئن باش بعد از هر مرگ تولدی هم هست
                    درست مثل چند ماه پیش که با هم متولد شدیم!
قبلش مرده بودیم - مگه نه؟
یه مرده ی متحرک
که اون رو کشتیم تا متولد بشیم
زندگی یعنی مرگ
مرگ یعنی زندگی
                 هر دویش را فقط با تو میخواهم

تو یعنی هر کسی که میداند عشق یعنی چه
            چه خدا باشد - چه تویی که زندگی ام هستی...


تو را دوست دارم - تو به معنای واقعی - عشق به معنای واقعی
                                                                                تو به معنای عشق

2 نوشته شده در  Sun 7 Jan 2007ساعت 12:3 PM  توسط کریمسون | 
باغ فردوس 4 بعد از ظهر!!!


نمیدونم چه حسیه؟!
نمیدونم حتی چی هست - حسه - عشقه - بودنه...
هر چی هست از با تو بودنه
واقعا چجوری بگم نمیدونم
هم آرومم - هم راحتم - هم تو رو دارم
فکر میکنی تا کی بتونم اونجوری که خودتم گفتی نفس بکشم؟


گاهی وقتا دستها جوری بهم گره میخوره که نمیشه از هم تشخیصشون داد
یکی لای دیگری
انگشتی کنار انگشت دیگر
لطیف - گرم - با احساس
دستی روی بازو
آغوشی کنار آغوش
دستانی برای نوازش - نوازش گونه ها - نوازش موها - نوازش دستها
گاهی آدم جوری احساس عزمت - آرامش - بزرگی و افتخار میکنه
که حتی نمیفهمه کی شروع شد - کی رسیدیم
گاهی بدجوری آروم میشم
گاهی که نه
تا امروز 3 بار
تا امروز 3 آغوش
تا امروز....

میدونم که فقط عشق میتونه باشه
فقط عشق...

I LOVE YOU
SENI SEVIYORUM
HU CHAHU CHHU
WATASHI ANATAO AISHITEMASU
TI AMO
IK HEB JELIEF
TE QUIERO
JE T'AIME
SZERETLEK
TEBIA LUBLU
ICH LIEBE DICH
GOY-OI-NAI

ولی اینا همش به کنار
این به کنار
TI AMO...

دوستت دارم....

2 نوشته شده در  Sat 6 Jan 2007ساعت 9:11 PM  توسط کریمسون | 
روز آخر...
 

شب شده
دقایق بعد از 9
هم دلم گرفته هم نه
از این که ممکنه یکیو نشه ببینم - از اینکه همه چیز خراب بشه
ولی نه - میدونم که خراب نمیشه
میدونم میبینمت
میدونم دستات رو بهم میدی تا نگهشون دارم
میدونم و امیدم به خداست

حالا یه کم راحت ترم
همین الان
یکی اینجاست که دوسش دارم

 ti amo così tanto

2 نوشته شده در  Fri 5 Jan 2007ساعت 9:27 PM  توسط کریمسون | 
پیش در آمد روز آخر (عصر و برف!)...

هوای تهران فردا برفیه
چرا؟ نمیدونم!!!! ولی برفیه
چه برف داغی قراره باشه - من - تو - برف - دوستان
عجب برفی
خبر رو اصلاح میکنم:
فردا - زیباترین و دلنشین ترین برف21 سال اخیر در تهران خواهد بارید
هر کی نمیخواد خوب از خونش در نیاد!!!!
ما که میایم و جای هر کی تو خونست رو خالی میکنیم


una neve bella - un amore bello  (یک برف زیبا - یک عشق زیبا)
عجب برف داغیه فردا
هوا که قراره 56 درجه بالای ... باشه!! حالا شما بگین - واقعا برف میتونه سردش کنه
معلومه که نه
الانم فقط یه چیزی میتونم بگم...Tiamo

2 نوشته شده در  Fri 5 Jan 2007ساعت 5:26 PM  توسط کریمسون | 
پیش در آمد روز آخر(ظهر) ...

انتظار همیشه سخته
وقتی منتظری که یکی از سفر بیاد
کسی که دوسش داری
وقتی دلت اونقدر تنگ میشه که جز اون کسی نمیتونه بفهمه
وقتی.....
خیلی دلم واست تنگ شده
درست همین الان
میترسم از لحظه ی دیدار
اگه نشه چی؟
میدونم که میشه - اگه بخوایم


اینجوری شد که دل من پروانه ای شد
از دست یه دختر بدجنس!
حالا هم که پروانه ها همش اینور اونور میرن
میدونی یه چیزیو؟
نمیتونم - فقط باید بقلم کنی - همین - شاید فردا- شاید... - نه - حتما

خب دلم تنگ شده خب!!! چیکار کنم خب؟ هااان؟ دلم تنگیده...........

2 نوشته شده در  Fri 5 Jan 2007ساعت 2:43 PM  توسط کریمسون | 
پیش در آمد روز آخر ...

مگه میتونم به عاشقترین مرد زمین اجازه ندم؟
تو بهترین مرد زمینی دوست دارم سرم رو بذارم رو سینت

2 نوشته شده در  Fri 5 Jan 2007ساعت 10:44 AM  توسط کریمسون | 
روز شانزدهم...

نمیتونی هیچوقت تنها باشی
وقتی یکی رو داری که منتظر توئه
وقتی کسیو داری که دوستت داره
وقتی - کسی هست - که سر رو شونه هات بذاره
دستاتو توی دستش فشار بده
بهت بگه دوستت دارم عشق من
قلبشو به نامت بکنه
بخواد زندونی تو باشه - زندونی چشمت - زندونی قلبت
نمیتونی هیچوقت تنها باشی
وقتی شبها یکی هست که بهت شب بخیر بگه
صیحها با صدای زنگش از خواب باشی
اینده ی مشترکی باهاش داشته باشی
دلش برات تنگ میشه
دلت براش تنگ میشه
یکی هست که میاد تو بقل تو
لبهاشو مال تو میکنه
زندگیشو مال تو میکنه
دوست داره - عشق توئه - عشقش تویی
نه
سعی نکن بگی تنها
نمیتونی هیچوقت تنها باشی وقتی رو صفحه ی موبایلت هنوز اسم و عکس کسی هست که دوست داره
تنها نیستی
هیچوقت
چون یکی هست که دوست داره
حالا اونی که هیچوقت نمیتونه بگه تنهام
میخواد اینجا یه بوسه بذاره
برای لبهای تو
تا وقتی خوندیش
بذاری همونجایی که باید باشه....
بببوووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسس

پی نوشت:اینجوری بقل کردن رو دوست داری؟ راستشو بگو؟؟؟؟

2 نوشته شده در  Thu 4 Jan 2007ساعت 9:41 PM  توسط کریمسون | 
پیش درآمد روز شانزدهم...

شبت بخیر عزیزم
خوب بخوابی
آروم آروم بخواب عزیزم - دوست دارم

سلام عزیزم - صبحت بخیر عشق من- دلم تورو میخواد

اجازه میدی سرم رو روی سینت بذارم و زندونی قلبت بشم؟

این جمله هارو فقط کسی میتونه بزنه که عاشقانه دوست داره
کسی که شب با صداش میخوابی و صبح با صداش پا میشی
کسی که دوسش داری

2 نوشته شده در  Thu 4 Jan 2007ساعت 4:48 PM  توسط کریمسون | 
روز پانزدهم...
قبلا - خیلی قبل تر با این عکس و تنهاییهام بودم
توی غروبی که قشنگ بود ولی دلگیر
آخه وقتی تنهایی تو غروب فقط میخوای گریه کنی و غم داشته باشی
نیمکتی که خالیه و تو دوست داری با یکی اونجا بشینی
ولی با کی.....

sun set

کم کم اوضاع بدتر هم شد
تنها تر و نا امیدتر از همیشه
مثل این عکس
تنهایی خودم رو میدیدم توی تاریکی
و راهی که معلوم نیست کجا میره ولی خیلی تاریکه
و دلگیر
قدری دلگیر که گم میشدم
توی همین تنهایی

ولی حالا نه
حالا نه تنهام
نه غروبام دلگیره
دوست دارم با تو باشم - کنار تو
و هرکاری که دوست داریم رو با هم بکنیم
حالا میخوام زندگیم رو با تو پر از عشق کنم
میبینی - غروب با تو خیلی قشنگه
دیگه هیچی تاریک نیست
همه چیز بوی انتظار رو میده
انتظار شبی که با منی
و با آرامش سرت رو میذاری رو سینم
ببینم - چیز دیگه ای هم هست که نگفته باشم؟

 

2 نوشته شده در  Wed 3 Jan 2007ساعت 10:39 PM  توسط کریمسون | 
پیش درآمد روز پانزدهم...

i love you

وقتی کسی رو دوست داری

نمیتونی سرش رو روی سینت نذاری و نوازشش نکنی

2 نوشته شده در  Wed 3 Jan 2007ساعت 2:3 PM  توسط کریمسون | 
روز چهاردهم
اگه عاشق نباشی نمیتونی عشق بورزی
جمله ی دوستت دارم روی لبات خشک میشه
آغوشت میپوسه در تنهایی
تنهایی ای که خودش رو هم نمیتونه بقل کنه
اگه عاشق نباشی نمیتونی هدیه بگیری
لبهات جایی واسه ی لبهای دیگری نداره
اگه عاشق نباشی نمیتونی ببوسی
نمیتونی کسصی رو دوست داشته باشی
تنها با عشقه که میتونی امید داشته باشی
به آینده
آینده ای که در 20 سالگیت تاریک تاریک است
ولی اگر عاشق باشی
دستی می آید و فضای خالی انگشتت را پر میکند تا بدانی آینده مال توئه
اگه عاشق نباشی حتی نمیتونی راحت بمیری
ولی وقتی عاشق شدی
و عشقت کنارت بود
بوست میکرد - حتی از راه دور
میومد تو بقلت
و کسیو داشتی که بهش شب بخیر بگی و صبح از خواب بیدارت کنه
اونوقت واسه اون و تو آینده معنی دار میشه
همه چی یعنی عشق
اگه عاشق نبودی.......
ولی من عاشقم
پس هستم
2 نوشته شده در  Tue 2 Jan 2007ساعت 10:25 PM  توسط کریمسون | 
پیش درآمد روز چهاردهم...

kiss

اولین احساس:
ولی یه چیزیو میدونی؟
اگه عاشق نباشی نمیتونی کسی رو ببوسی

2 نوشته شده در  Tue 2 Jan 2007ساعت 10:44 AM  توسط کریمسون | 
روز سیزدهم...

نمیدونم از چی بگم
از عشق ، که همه ی زندگی آدم رو شامل میشه
از بوسه ، که آدم رو پر از انرژی میکنه
از آغوش ، که هیچی آروم کننده تر از اون نیست
از لب ، که به زیبایی و لطیفی و دلچسبی اون نداریم
از چشم ، که عمیقترینها هم به پایش نمیرسند
از موها ، که رقص هیچی مثل رقصش در باد نیست

میدونم از چی بگم
از تو ، که تونستی با یک لبخند زندگی جدیدی رو به من نشون بدی
از تو که مهربانانه هرشب کنار من در عمق فاصله ها موندی
از تو که عاشقترین مرد زمین صدام میکنی تا قدرت رو حس کنم
از تو که عاشقی...

یک حس لطیف:
وقتی عشقت از کنار توی بقل توئه و سرش رو گذاشته رو شونه ات و داره به چشمات عاشقانه نگاه میکنی
معنی عشق فقط چشمای اونه...

یک حس قوی:
وقتی عشقت دستش رو توی دستت قفل کرده و شونه به شونه ی هم توی خیابون راه میرین...

یک سئوال:
ظریف ترین حس چه حسیه؟

2 نوشته شده در  Mon 1 Jan 2007ساعت 11:10 PM  توسط کریمسون | 
روز دوازدهم...
گاهی آنقدر دلم تنگ میشه
آنقدر هوای بوسیدن داره
آنقدر توی برف راه میره
آنقدر پر از احساس میشه
آنقدر لطیف و نازک میشه
آنقدر به رسیدن فکر میکنه
آنقدر دستای تورو تصور میکنه
آنقدر عاشقانه شعر میگه
که دوست دارم بقلت کنم
موهاتو نوازش کنم
دستاتو فشار بدم
ببوسمت
و تا خود صبح تو بقلم نگهت دارم
و بهت بگم همه ی داشتنیهای من تویی
مثل دیشب - شب یازدهم
که اینقدر گفتم دوستت دارم که خوابت برد
منم آروم خوابیدم و تو گوشم
صدای تو که میگفتی:
عشق من - دوستت دارم - من رو ببوس...
حالا میگم:
عشق من - دوستت دارم - دستامو بگیر
با یه دنیا عشق
با یه دنیا آینده
با یه دنیا با تو بودن
با یه دنیا آینده ای از جنس من و تو

با یک دنیا دوستت دارمهای لبهای تو...


2 نوشته شده در  Sun 31 Dec 2006ساعت 10:39 PM  توسط کریمسون | 
روز یازدهم
من را بخاطر عشق ببوس:
بوسه ای که هیچوقت فراموش نمیشود
انتظار بوسه
بوسه ی اول
طعم دلنشین لبهای یک عاشق
لبها خودشون میدونند چجوری با هم حرف بزنند
آتشی که بعد از روشن شدن خاموش نمیشود
یک بوس کوچولو - یک دنیا عشق

بوسه ی عشق:
بوسه ای که مدتها طول  میکشد
تا لبها پر حرارت شوند
داغ داغ
بعد از مدتی
زمانی میرسد که هر لحظه میتوان بوسید
لبها خودشون میدونند چجوری با هم حرف بزنند
وقتی که دو صورت نزدیکترین فاصله ی ممکن را پیدا میکنند
بوسه ی عشق غوقا میکند

یک صدای داغ:
وقتی آرام مینشینی
وقتی حرف نمیزنی
فقط دستهای گره خورده میتوانند فهمند معنای سکوت را.
وقتی چشم تو چشم نشستی
صورت مقابل صورت
وقتی برای همیشه کنار کسی میمانی
فقط بوسه میتواند بگوید
عشق یعنی چه
زمانی که حوس از روی عشق خجالت میکشد و میرود
و عشق فرمان بوسیدن میدهد
چه لب روی لب
جه سه بوس کوچولو

سه بوس کوچولو:
اولی کنار لب ، سمت راست
دومی زیر گردن ، سمت چپ
سومی روی چشم ، سمت راست
سه بوسه ای که سرود عشق را برای همیشه زمزمه میکند

2 نوشته شده در  Sat 30 Dec 2006ساعت 10:49 PM  توسط کریمسون | 
روز دهم...
قسمت اول:  (مرگ مرگ)
روزی که مرگ را با چشمانم دیدم روزی بود که.....
روزی بود که....
روزی که....
از وقتی تو اومدی ، حتی خیال خام مرگ رو هم ندیدم
چه برسه به دیدن خود مرگ اونم با چشمام!

قسمت دوم:  (خود تو)
تو باش
خود خودت باش
من اگر کم بودم ، در تو کامل میشوم
من اگر کم دیدم
ولی..... چشمان تو را دیدم
خود خودت باش
تو باش
من هستم.......با تو ، تا همیشه.

قسمت سوم:  (عشق و چشم)
چقدر امروز چشمام دوست داشت ذل بزنه
درست همونجایی که گم شد
همونجایی که زندونی شد
همونجایی که عاشق شد
چقدر دوست داشت ذل بزنه
درست تو نی نی چشمهای قهوه ای تو
درست تو چشم تو
ذل زد
اونم تو چشمهای تو - که همیشه با منه

2 نوشته شده در  Fri 29 Dec 2006ساعت 11:2 PM  توسط کریمسون | 
روز نهم...
روز اول:
پر از احساس تنهایی - پر از دلتنگی - پر از احساسات نمناک
روز دوم:
به نمناکی دیروز - خیس خیس- بدرقه ، سخت ترین حالت دیدار- شب یلدا - خاموشی چشمان خیس- طولانی و جذاب تا ساعت 2 بامداد
روز سوم:
برای فردا - برای روزها - پر از نوشته و احساس - پر از عشق
روز چهارم:
نمئنه ای از یک من در یک نگاه
روز پنجم:
دوستان عزیز من...

امروز روز نهم هست و من هنوز منتظرم - منتظر حادثه ای که چیزی به آغازش نمانده - اولین زمستانی که پر از احساس خوب با تو  بودنه
کدوم روز متن قشنگتری داره؟ به همش باید نمره داد - اگه من اول بگم......
من میخوام دوم بگم
چیز دیگه ای یادم نمیاد
جز برف امروز که به من فهماند که میتونی بی حس بشی و یخ زده بمیری
بیچاره برف!! نمیدونست گرمی دستات هنوز تو دستمه
بهترین لحظه: انگشت کنار انگشت - یکی در میان - تا همیشه
زیبا - زیبا - زیبا
مگه از این قشنگتر هم میشه؟

2 نوشته شده در  Thu 28 Dec 2006ساعت 11:32 PM  توسط کریمسون | 
روز هشتم...
به خانه مي رفت
 با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
مادرش پرسيد
 دعوا كردي باز؟
 پدرش گفت
 و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
 كه در دل پنهان كرده بود
 تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
 و خنديده بود

                    (حسین پناهی)

بهترین لحظه ام را تصور کردم ، در گوشه ی سالن نشسته ام و تو روبروی من نشستی ، آرام و زیبا ، به من لبخند میزنی ، با تمام وجودم پیانو میزنم ، شاد میشوی ، فنجان قهوه روبروی من آماده برای خوردن ، و بارانی دل انگیز در پشت پنجره ها منتظر ماست تا بعد از اتمام قهوه و پیانو با هم در آن قدم بزنیم و لذت ببریم و شاید برقصیم

فقط فنجان خالی قهوه ی دیروز روبروی من است ، و بقیه یک رویای زیبا

2 نوشته شده در  Wed 27 Dec 2006ساعت 11:36 PM  توسط کریمسون | 
روز هفتم...
با دستهایت برای دستهایم آواز خواندی
برای چشمهایم با چشمهایت
برای لبهایم با لبهایت...
من با چشمها و لبهایت
انس گرفتم
با تنت انس گرفتم
چیزی در من فروکش کرد
چیزی در من شکفت
من دوباره در گهواره ی کودکی خویش
به خواب رفتم
و لبخند آن زمانیم را
بازیافتم
          
(شاملو)

در چهره ی من تیرگیها به فکر خواندن بودند
تیرگیها از روز
تیرگیها از شب
تیرگیهایی که هر سوی زمان
رخت بر دست من آویخته
و تن خسته ی مرا با خود میبردند
میبردند تا سراب
                      تا مرگ
                               مرگ درون
                                              من مرده بودم
ولی اکنون
در کنار شکوفه های رویاهایم
                                         و بذرهای امید آینده
که تو در دستان من گذاشتی
                                نشسته ام
                                          و در چشم تو
نوری را میبینم که تا وسعت معنای انتظار امتداد دارد
من دوباره آمده ام تا بگویم
میتوان بزرگ شد و کودکانه به زمان لبخند زد
میتوان ماند
           با یک همصدا
                              ............. مثل تو

2 نوشته شده در  Tue 26 Dec 2006ساعت 10:21 PM  توسط کریمسون | 
روز ششم...

من با تو تنها نیستم
هیچکس با هیچ کس تنها نیست
                                              (شاملو)

کسی را داشتن خیلی خوبه
و مهم
کسی که دوستش داشته باشی
                دوستت داشته باشه
                عشقت باشه
                عشقش باشی
کسی که بدانی با حضورش
                                   هر کجا که باشد
هیچوقت - هیچ جا - تنها نیستی
کسی که باهاش
                     کم نیاری!!!
                                       و ادامه بدی....
کسی که باهاش
                      یک دنیا زندگی کنی
کسی که اینو داره میخونه و دلش تورو میخواد
                                         و میخوای بهش بگی دوست دارم
                                      چشم تو چشم
                                    با یه بوس کوچولو
2 نوشته شده در  Mon 25 Dec 2006ساعت 10:39 PM  توسط کریمسون | 
روز پنجم....

هیچ کس با هیچکس سخن نمیگوید
که خاموشی
               به هزار زبان
                        در سخن است
                                           (شاملو)
عشق جزیی از خاموشیها و گفتنیهاست
وقتی هیچ نمیگویی
وقتی دستی در دستت است
وقتی نگاهت امتداد دارد
وقتی آغوشت بیقرار است
و سکوت سنگینی حکمران است.....
هیچ کلمه ای نمیتواند مانند سکوت
معنی عشق را
                  در هر لحظه
                                  بیان کند
سکوتی که تا ابد ادامه دارد
عشقی که تا ابد ادامه دارد
منی که تا ابد میمانم
توئی که تا ابدیت هستی
ما همه در ابد عاشق میشویم
و در ابد میمیریم
                        تا ابد
                               من
                                    زنده ام - عاشقم - میبوسم - تو را دوست دارم
تا ابد
        تا ابد - آغوش - عشق - بوسه - تو - من - ما
2 نوشته شده در  Sun 24 Dec 2006ساعت 10:19 PM  توسط کریمسون | 
روز چهارم
بی آنکه مجالی بیابم
                              عاشق شدم
معتادم به بوسه
معتادم به آغوش
معتادم به لبخندی از جنس عشق
معتادم به دوستت دارم ها
اعتیادی که خماری اش
                        سالها میماند
                  و دور از آغوش
                                      گریه میکند
2 نوشته شده در  Sat 23 Dec 2006ساعت 8:1 PM  توسط کریمسون | 
روز سوم...

قمریها پروازکنان میخواندند
آسمانی آبی در هر چشم
مرگ در هر لحظه
عطر یاس بی برگشت
دریایی آرام
یک افق زیبایی
طعم خوب باران
دنیایی بی ابر
                   بی رویا
       من در آغوش تو
                             آرام آرام
                              میمیرم....
           
2 نوشته شده در  Fri 22 Dec 2006ساعت 10:34 PM  توسط کریمسون | 
 

LOVE TEST

This test measures how in love you are with someone.

Have you ever:

1.Felt weak in the knees at the sight of them? no yes

2.Have you ever done something that seemed ludicrous at the time to impress them?

no yes

3.Have you experienced a loss of appetite because they were not with you? no yes

4.Do you have trouble sleeping without them around? no yes

5.When you do sleep, are they in your dreams? no yes

6.Can you see spending the rest of your life with them? no yes

7.Can you say things to them you would not say to any other? no yes 

8.If you closest friend were making fun of them, would you stand up for them? no yes

9.Could you never lie to them? no yes

10.Do you call them more than once a day just to hear their voice? no yes

11.Is it impossible to imagine life with out them? no yes

12.Do you have trouble remembering your life before them? no yes

13.Do you feel happiness, sadness, hot and cold all at the same time? no yes

14.Do you put them first in your life, even before you? no yes

15.Do presents from them seem more enjoyable than any other gift, even before you know what they are? no yes

16.Would you give your last chocolate to them? no yes

17.Have you ever posted pictures of them all over your walls, leaving little or no wall visible? no yes

18.Have you ever called them to hear their voice, only to hang up before speaking?

no yes

19.Have you noticed things about their appearance or mannerisms that other people would not notice? no yes

20.Can you name their favorite...ice cream? no yes

21. ...movie? no yes

22. ...song? no yes

23.Do you find that certain songs on the radio seem to be written about them or the two of you? no yes

24.Would you be willing to embarrass yourself in front of others just to see them smile?

  no yes

25.Do you or are you looking forward to Valentines Day? no yes

26.Do you feel like you have spent your life looking for this person? no yes

27.Does a hug or kiss from them really make it all better? no yes

28.Would you stand by there side through sickness or poor times? no yes

29.Have you thought up names to call your future children? no yes

30.Do you have pet names for each other? no yes

31.Do they have the power to get on your nerves (upset you more) more then anyone else ever at times? no yes

32.Do you say things to them that your friends would make fun of you if they heard?

  no yes

33.Have you said those things to them in front of your friends? no yes

34.Do you consider them your best friend? no yes

35.Do you trust them? no yes

36.Have you told them that you love them? no yes

37.Do you express your love everyday? no yes

38. ...every hour? no yes

39.Does it hurt to think of life without them? no yes

40.Do you remember special anniversaries (first date, etc.)? no yes

41.Do you remember little anniversaries (first time you ate sushi together, etc.)? no yes

42.Do you find that you are bringing them up in a lot of conversations (i.e. Well Jenny thinks...)? no yes

43.When buying major purchases, do you consider if they would approve? no yes

44.If they needed a kidney, would you give them one of yours? no yes

45.Are you thinking about them right now? no yes

46.Do you miss them, even when they are in the next room? no yes

47.Have you ever taken a class together just so you could spend more time with them?

no yes

48.Have they met your parents (if they are still alive...or have you met theirs)? no yes

49.Have you written them a poem? no yes

50.Have you written them a letter? no yes

51.Have you or they picked a song (you know "yours and their song")? no yes

52.If they moved out of state/providence would you follow? no yes

53.Would you shave your head if they asked you too? no yes

54.Have you ever serenaded them in a public place? no yes

55.Does their smile make you smile? no yes

56.Do you hurt when they hurt? no yes

57.Do you feel like you can read their mind? no yes

58.Do hours just fly by when you are with them? no yes

59.Have you ever told them that you love them in front of your friends? no yes

60.Have you ever just sat and listened to their problems? no yes

61.Ever bought tickets to a function (movie, play, show, etc) you had no interest in but they did? no yes

62.Have you remained faithful to them, never cheating? no yes

63.Are you always honest with them (beside little lies like "No really that looks great on you?"?) no yes

64.Have you ever taken the time to massage their feet? no yes

65.Do you chat with them online (via e-mail, chat or other internet source)? no yes

66.Have you ever made future plans together? no yes

67.Have you or did you name your children before they were conceived? no yes

68.Do you know their birthday? no yes

69.Do you know their favorite color? no yes

70.If you had to be separated by a large distance, could you keep you feelings alive?

no yes

71.Does the mere mention of their name in a passing conversation make you feel warm inside? no yes

72.Have you ever found yourself scribbling their name with hearts and love on the side of a piece of paper, a desk, or other? no yes

73.Do you have trouble sleeping after an unresolved argument with them? no yes

74.Have you ever stolen their underwear when they were not looking? no yes

75.Do you look forward to days off / weekends just to spend more time with them?

  no yes

76.Do you save little items (movie ticket stubs) from dates or outings? no yes

77.Have you ever posted anywhere on the internet (a newsgroup, discussion page, etc.) a shout out that you loved them? no yes

78.Brought a rose to them for not other reason than thanking them for being who they are?

  no yes

79.Have you ever traveled (or would you) 100 miles just to see each other? no yes

80.Have you ever dedicated a song to them on the radio? no yes

81.Ever found yourself wishing more people could be like them? no yes

82.Do you get butterflies in your stomach every time they come into the room? no yes

83.Do find yourself constantly thinking about what they are doing at that moment when they are not around? no yes

84.Have you ever taken up a new hobby just because they shared that hobby? no yes

85.Do you find it harder to shop for them then anyone else? no yes

86.Do you ever fantasize about marrying them (or often daydream back to the day you did)?

  no yes

87.Are they, in your opinion, the most interesting/fascinating person on Earth? no yes

88.Did you specifically visit Romance 101 or this test with them in mind? no yes

89.Is being unfaithful to them something you could never possibly do? no yes

90.Do they make you happy? no yes

91.Do you believe in Destiny now or more then you did because of them? no yes

92.Have you ever "zoned out" during a conversation with someone because you were thinking of them? no yes

93.Does holding their hand make you feel more safe and secure? no yes

94.When shopping, do you often think "What would they like" when making your decision?

no yes

95.Do you like them better then Chocolate? no yes

96.Have you ever been out on a date with them? no yes

97.Have you live together (married or not)? no yes

98.Have you ever proposed marriage to them? no yes

99.Have you married them? no yes

100.Would you be willing to lay down your life to save theirs? no yes

 

Your score:

100%    Obsession Kills Love...You might be too obsessed here.
80 - 99% Strong & Long Lasting Love.
50 - 79% New Love moving towards Long Lasting Love.
30 - 49% Pure Infatuation heading towards Love.
10 - 29% It's a Die-Hard Crush on it's way to Infatuation
1 - 9% Possible Crush Here
0% Loveless....
         BBC Persian