تبليغاتX
wednesday in love
MAHMOODREZA CRIMSON  WEBLOGچهارشنبه جديدخوش امديد

         BBC Persian        

wednesday in love
Time To Be Loved
چاپلین

تن عریانت باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست داری

2 نوشته شده در  Thu 20 Apr 2006ساعت 8:27 AM  توسط کریمسون | 
شنبه ی خاکستری
شنبه روز بدی بود . روز بی حوصلگی. وقت خوبی که میشد . با یک نگاه غزلی تازه بگی.

پنجره ی اتاقم رو باز کردم خدا رو دیدم. پرسید بزرگترین آرزوت چیه گفتم خودت که میدونی.

پرسید کیو از همه بیشتر دوست داری گفتم اینم که میدونی.

پرسید دوست داری اونی که میخوای بشه گفتم چرا که نه اینو که تو میدونی ولی نمیشه یا نمیخوای هر شب هم که آسمون ابری میدی به من.

گفت فقط به من ایمان داشته باش اینا همش واسه اینه مه به من ایمان داشته باشی . مطمئن باش اونی که میخوای میشه . الان وقتش نیست یه ذره صبر کن خودتم بیشتر خوشحال میشی.

2 نوشته شده در  Sun 16 Apr 2006ساعت 10:9 AM  توسط کریمسون | 
میترسم

میترسم . میترسم . میترسم . از این روزگار

2 نوشته شده در  Fri 14 Apr 2006ساعت 8:54 PM  توسط کریمسون | 
برنده منم همین و بس

دیوونه ی عشقتم چه دیوونه کننده

با این عشق کشنده باید بشم برنده

اگه از همه زندگیم فقط یه لحظه مونده

میام تا آخر خط چه مرده و چه زنده

توی جنگل آهن و دود و قلب تپنده

یه آواز رمانتیک نداره شنونده

مثل بره میون اینهمه گرگ درنده

ما میشیم برنده

نگو از ما گذشته عزیزم بازی رو بردن

بزن به آب و آتیش چه فایده غصه خوردن

نگو که حق کشیها دلای ما رو سوزونده

تو این وقت تلافی ، یه بازی ، یه برنده

برندشم منم ، مطمئن باشین.

2 نوشته شده در  Fri 14 Apr 2006ساعت 8:30 PM  توسط کریمسون | 
جمعه

بهترين شعر شعر زندگی است . شعری است که از خاموشی غم انگيز شب , از

حرکت کشتی دردل دریا , ازراههای پرگل که بسوی نهرهای ناشناس ميرود , از

رنجهای بي حاصل , از بامدادهای تلخ , ازطعم بوسه هايی که ردوبدل نشده , از

عشق بی عشق سخن می گويد

شعررا در ترانه های شعرا نبايد جست.

                                                              بلانکو فومبانا

 

امروز جمعه.... روزشمار را آغاز کنید چون یکشنبه این موقع ۷ ساعت هست که تموم شده.

2 نوشته شده در  Fri 14 Apr 2006ساعت 9:4 AM  توسط کریمسون | 
سه روز خاکستری
سلام . و اینک اولین درد دل در این وبلگ یک سال و نیمه!! از فرهاد عزیز هفته ی خاکستری یادم هست و حتما شما هم همینطور.

حالا اینجا من سه روز سیاه و سفید را در پیش دارم . پنجشنبه / جمعه / شنبه. به نظر شما یکشنبه خوب هست یا بد؟

فرهاد میگه شنبه روز بدی بود روز بی حوصلگی اما امیدوارم برای من شنبه روز وحشت تنهایی / روز پیوستن مرگ به آتش باشد چون روز ویژه ای است. روز شمار را آغاز کنید . امروز پنجشنبه...

یکشنبه صبح میگم شنبه چطور بود.

2 نوشته شده در  Thu 13 Apr 2006ساعت 11:24 PM  توسط کریمسون | 
باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود

باز مثل من نبود!!

دیده ی من شاید    قدری آشفته شده

این همه سال گذشت ،

                        باز مثل من نبود!!

کمی آبی خوردم ، کمی می

دیده ام باز تر شد

باز من ، من نبودم

باز همان من نبودم

ولی او این بار ، باز مثل من نبود!

ولی عاشق تر بود ، مثل من

او همین عشقی که بود

او همین لحنی که بود

او همان جلوه ی ناز

او دقیقا خود خوبیها بود!

او فقط چشمانش، روشنی را میدید

من فقط چشمانم ، تاریکی

باز مثل من نبود

کاش مثل او بودم!

مثل من در ته تاریکی و روز

خرقه ای از نا کجا آباد بر تن کرده ام

تا کجاها میخواستم تا برم!

فتح قلب و روی او در فکر من

خرقه ی پوشالی ، نگذاشت دل ما به خود عقلم برسد

چه رسد به فتح قلب کسی که

با یه تک نگاه کوتاه

تمام بچگی ام را فتح کرد

ولی بازمیبینم

باز مثل من نبود

با همان نیم نگاهش ،چه حرفها دارد

تمام حرف دلم ، پشت پرده ،در تمام نگاه کوچک من پنهان است

او که مثل همیشه ، باز مثل من نبود

کاش یک آن میشد ، من مثل او بودم

باز مثل من نبود

           باز مثل من نبود

                       باز مثل من نبود

باز مثلش نبودم

           باز مثل من نبود

                        باز مثل من نبود.

 

 هیچ چیزی به قشنگی آن رم زیبا نیست . پس فراموشش نکنیم که آن رم تمام من را شامل میشود.

 

2 نوشته شده در  Wed 12 Apr 2006ساعت 9:59 AM  توسط کریمسون | 
la donna bella e crudelle (بانوی زیبا و بی رحم)

وقتی رم به انتظار مرگ فرو میرود...

در نگاهم یک نگاهی سایه انداخته است

روی تو نیست که در این چهارچوب دیوار گم است

یکه ای خورد دلم از خوابت

که دگر باره سایه دزدی نکند

در توانم نتواند بودن

که دو سایه در من یادگاری کاشتن

در نگاهم هر سو روی زیبای توست

در هر چشم ، چشم من مینگرد

یاد آن دو چشم خونین

که از آن حادثه ی غم خون شد

که در آن خورشید است ، مهر توست

یادگاری از بهشت

عاطفه ، عمر ، را میبینم

کی توانم وصف تیری را کنم

که به یک آن مرا نابود کرد

کی تواند کشته

صحبت از شمشیری

که به خون سفیدش آلودست

یاد کند

روزی را

که در آن زخمهایش جاری است

او یک کشته است

مثل عشقی که به من

آن همه جلوه ی پاک ابدی

یک هدیه از خدا ، ارزانی.

تن من پر شد از زندگی تو

کی تواند فرومایه لقب پنداشتن

که به یکسان ، چه ها می ارزد

مثل من ، یاد تو.

 

این شعر بهترین شاهکار ادبی امسال رقم خواهد گرفت!! این دومین بهترین شعریست که در این جا به نام کسی با نام چهارشنبه ثبت میشود. همچنان یادی داشته باشیم از هنرمندان گذشته ی ایتالیای عزیز، لئوناردو داوینچی ، مایکلاژ ، رافائل و... . این شعر هیچ ربطی به رم و ایتالیا ندارد و به چیزی ربط دارد که واضح و روشن است!

در هنگام وزیدن کلمات این شعر در جایی بودم که شاید رم ، میلان ، توسکانا و راحت تر ایتالیا نام داشت ولی وقتی دور و بر خودم را دیدم روی همان تخت در اتاقم در یکی از قسمتهای شمالی این شهر شلوغ پایتخت نشسته بودم . تا مدتها با این متن خاطره بازی خواهم کرد چون واقعا پر خاطره است ، خاطراتی که در پس خاطرات پر خاطره ترین خاطره و خاطره قرار دارد . واقعا زیباست ، ایتالیا ، نقاشان ، هنرمندان ، خاطراتی از جنس من.

2 نوشته شده در  Tue 11 Apr 2006ساعت 12:31 PM  توسط کریمسون | 
زیباتر...
در زندگی روزهای فراوانی برای زنده بودن و زندگی کردن هستند ، آنها را بشمریم و با آنها نفس بکشیم. فرصتها زیاد است اگر آنها را بشناسیم میشوند فرصت اگر آنها را نشناسیم خداوند و روزگاری خواهیم ساخت که به ما توجهی ندارند و ما را ول کردند. در کوچه های تنهایی غروبی دلنشین روبروی من است که آن را میبینم و چه غم انگیز نیز هست. هوا چقدر زیبا و دلگیر شده . باز هم کبوترها با هم سرود جدایی میخوانند ، برگهای اندک زرد کنار خیابانهای بهار من را یاد جدایی ها میاندازد ، و این هم چه زیباست ، این جدایی هم چه زیباست ، اگر به زیبایی اشکها فکر کنیم ، اگر به لحظه های پس از جدایی ، لحظه های بودن فکر کنیم چقدر زیباست این جدایی ، چقدر زیباست این خداوند و  آفریدگار تمام هستی ، براستی که او آفریدگار تمام هستی است و هر چه هست از اوست ، نیستها را به او نسبت ندهیم که کار ماست ، چون او اگر نبودن میخواهد ، او اگر جدایی میخواهد ، او اگر فراغ میخواهد ، این هم زیباست ؛
2 نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت 9:6 AM  توسط کریمسون | 
شب...
در اتاقی کوچک و تاریک ، همه چیز رنگ از دست داده اند و رنگ شب به خود گرفته اند . چراغها روشن هستند اما روشنی آنها تنها توانسته قسمتی از تاریکی را پوشش بده و هیچ فایده ی دیگری ندارد ، با روشن بودن چراغها آدم بیشتر تو فکر شب میره چون بدون آنها شب معنای خودش را در کمال بدست آوردن از دست میدهد ! درست مثل موقعی که ماه تو آسمون نباشه ، چه حسی بهت دست میده وقتی به آسمون شب نگاه کنی و اثری از ماه نباشه ؟ و اگر همه ی صداهای دور و اطراف و اتاقت را خاموش کنی و شب بیصدایی را پیش رو داشته باشی تمامی زیبایی آنرا گرفته ای چون سکوت محض هیچ است ، همان صدای کوچک در شب به من میفهماند که سکوت شب چه زیباست و اگر آن صدا نباشد درست مانند اینکه تزئین شب را گرفته باشی ، فکرش را بکن وقتی شب به آسمون نگاه میکنی هم از ماه و هم از ستاره هیچ خبری نباشد ، چه حسی بهت دست میده ؟ اونوقت دیگه فکر میکنی شب معنی پیدا میکنه ؟ نه ستاره ، نه ماه ، نه هیچ صدایی ، رفت و آمدها هم ناپدید شدند . اونوقت شب دیگه هیچ رنگی نداره. هیچ معنایی نداره ، هیچ راز و رمزی نداره ؛ گوشه ی اتاقم آرام میشینم و به فکر فرو میرم تا شاید بتونم چیزی که ارزش گفتن داشته باشه رو بگم.
2 نوشته شده در  Sat 1 Apr 2006ساعت 10:40 PM  توسط کریمسون | 
بدون شرح.
كجا شرط جوانمردی است
من از هر چيز محروم
تو از هر چيز
،،،،،،،،بر خوردار
2 نوشته شده در  Fri 31 Mar 2006ساعت 10:33 AM  توسط کریمسون | 
ادامه...

کمی آرامتر ، کمی صبور تر و کمی منطقی تر میبینیم که تمامی عشقهای اولین ، تمامی نگاههای اول ، تمامی لبخندها ، تمامشان بیخود است ، تمامشان دروغ بوده ، دخترها و پسرها چه بخواهند و چه نخواهند به یکدیگر در سنین خاصی نیاز دارند ، چشم هم نمیتواند دروغ بگوید ، نیاز آنها به یک نفر از جنس مخالف کاملا در چشمها دیده میشود ، افراد معمولا از قیافه های خاصی خوششان میاید حال اگر با همچین کسی مواجه شوند که او هم نیازمند کسی باشد ، نوع نگاه خاصی در چشم دیده میشود ، و اینرا میگویند اول گرفتاری در حالی که این گرفتاری نیست این پاسخ طبیعی بدن و مغز انسان به خواسته هایش است اینرا هم فراموش نکنیم که انسان میتواند هر چیز را همانطور که میخواهد ببیند که البته این تا حدی خوب است و باعث دلگرمی میشود ولی ممکن است همین دلگرمی بعدها اشک بیافریند ، پس  خواسته هایمان را با حقیقت اشتباه نگیریم.

2 نوشته شده در  Tue 28 Mar 2006ساعت 10:31 AM  توسط کریمسون | 
ماتریکس

از آینده بترس

ذهن آزاد داشته باش

هر شروعی یک پایانی داره

فکر کن بعد با من بگو چرنده....

2 نوشته شده در  Sun 26 Mar 2006ساعت 10:42 PM  توسط کریمسون | 
عشق! چرنده!!

عشق را نمیتوان کشت ، نمیتوان بوجود آورد و نمیتوان درک کرد . عشق تنها ندای درونی نیازی است که مغز به آن پی برده . عشق به یک نفر پوچ است چون او میتواند هر کسی باشد نه هیچ کس خاصی . اون که نیستش ، اون که رفته ، اون نمیتونه معشوق باشه . تو هم نمیتونی به او عشق بورزی . یک نفر دیگر را که هست پیدا کن ، منطقی باش ، گریه نکن. بفهم ، فکر کن ، آزاد باش ، وقتی کسی را که هست پیدا کردی عاشقش باش و عشقت را به پایش بریز . عشقت میتواند به پای هر کسی ریخته شود جز اونی که رفته . واسه همینه که میگم چرندیاتی هست بنام عشق ؛ در حقیقت چرندیات نیست اگر اینطور که گفتم بشناسی ولی اگر به پای کسی که رفته بشینی و بسوزی و سالهایت را هدر دهی اونوقت عشق را نابود کردی . واسه درست بودن فقط بفهم همین ، گاهی اینجوری دوست داری گاهی هم خوت را به نفهمی میزنی!!!

ادامه دارد.....

2 نوشته شده در  Sun 26 Mar 2006ساعت 4:11 PM  توسط کریمسون | 
خرافات

از همه معذرت ولی اصلا حرفم نمیاد . دستم هم نمیره واسه نوشتن!

فقط یادتون نره چرندیاتی هست به نام عشق و خرافاتی به نام جدایی . من که هیچ وقت جز حقیقت ندیدم.شما هم چنین کنید وگر نه خرافات و دروغها نمیذارند زندگی کنید!!

میتونید اصلا جدی نگیرید ولی من که جدی گفتم دفعه ی بعد کاملش میکنم.

2 نوشته شده در  Sun 26 Mar 2006ساعت 2:42 PM  توسط کریمسون | 
babe

Give it to me baby, I like the way you shake me, give it to me nice and slow

Give it to me , the way you shake it on me Girl , babe , you’re my lady don’t leave me

2 نوشته شده در  Sun 26 Mar 2006ساعت 2:38 PM  توسط کریمسون | 
نگاه تو ...
کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین درد ! من با نخستین نگاه تو آغاز شدم. (احمد شاملو)
2 نوشته شده در  Thu 23 Mar 2006ساعت 8:22 PM  توسط کریمسون | 
 

LOVE TEST

This test measures how in love you are with someone.

Have you ever:

1.Felt weak in the knees at the sight of them? no yes

2.Have you ever done something that seemed ludicrous at the time to impress them?

no yes

3.Have you experienced a loss of appetite because they were not with you? no yes

4.Do you have trouble sleeping without them around? no yes

5.When you do sleep, are they in your dreams? no yes

6.Can you see spending the rest of your life with them? no yes

7.Can you say things to them you would not say to any other? no yes 

8.If you closest friend were making fun of them, would you stand up for them? no yes

9.Could you never lie to them? no yes

10.Do you call them more than once a day just to hear their voice? no yes

11.Is it impossible to imagine life with out them? no yes

12.Do you have trouble remembering your life before them? no yes

13.Do you feel happiness, sadness, hot and cold all at the same time? no yes

14.Do you put them first in your life, even before you? no yes

15.Do presents from them seem more enjoyable than any other gift, even before you know what they are? no yes

16.Would you give your last chocolate to them? no yes

17.Have you ever posted pictures of them all over your walls, leaving little or no wall visible? no yes

18.Have you ever called them to hear their voice, only to hang up before speaking?

no yes

19.Have you noticed things about their appearance or mannerisms that other people would not notice? no yes

20.Can you name their favorite...ice cream? no yes

21. ...movie? no yes

22. ...song? no yes

23.Do you find that certain songs on the radio seem to be written about them or the two of you? no yes

24.Would you be willing to embarrass yourself in front of others just to see them smile?

  no yes

25.Do you or are you looking forward to Valentines Day? no yes

26.Do you feel like you have spent your life looking for this person? no yes

27.Does a hug or kiss from them really make it all better? no yes

28.Would you stand by there side through sickness or poor times? no yes

29.Have you thought up names to call your future children? no yes

30.Do you have pet names for each other? no yes

31.Do they have the power to get on your nerves (upset you more) more then anyone else ever at times? no yes

32.Do you say things to them that your friends would make fun of you if they heard?

  no yes

33.Have you said those things to them in front of your friends? no yes

34.Do you consider them your best friend? no yes

35.Do you trust them? no yes

36.Have you told them that you love them? no yes

37.Do you express your love everyday? no yes

38. ...every hour? no yes

39.Does it hurt to think of life without them? no yes

40.Do you remember special anniversaries (first date, etc.)? no yes

41.Do you remember little anniversaries (first time you ate sushi together, etc.)? no yes

42.Do you find that you are bringing them up in a lot of conversations (i.e. Well Jenny thinks...)? no yes

43.When buying major purchases, do you consider if they would approve? no yes

44.If they needed a kidney, would you give them one of yours? no yes

45.Are you thinking about them right now? no yes

46.Do you miss them, even when they are in the next room? no yes

47.Have you ever taken a class together just so you could spend more time with them?

no yes

48.Have they met your parents (if they are still alive...or have you met theirs)? no yes

49.Have you written them a poem? no yes

50.Have you written them a letter? no yes

51.Have you or they picked a song (you know "yours and their song")? no yes

52.If they moved out of state/providence would you follow? no yes

53.Would you shave your head if they asked you too? no yes

54.Have you ever serenaded them in a public place? no yes

55.Does their smile make you smile? no yes

56.Do you hurt when they hurt? no yes

57.Do you feel like you can read their mind? no yes

58.Do hours just fly by when you are with them? no yes

59.Have you ever told them that you love them in front of your friends? no yes

60.Have you ever just sat and listened to their problems? no yes

61.Ever bought tickets to a function (movie, play, show, etc) you had no interest in but they did? no yes

62.Have you remained faithful to them, never cheating? no yes

63.Are you always honest with them (beside little lies like "No really that looks great on you?"?) no yes

64.Have you ever taken the time to massage their feet? no yes

65.Do you chat with them online (via e-mail, chat or other internet source)? no yes

66.Have you ever made future plans together? no yes

67.Have you or did you name your children before they were conceived? no yes

68.Do you know their birthday? no yes

69.Do you know their favorite color? no yes

70.If you had to be separated by a large distance, could you keep you feelings alive?

no yes

71.Does the mere mention of their name in a passing conversation make you feel warm inside? no yes

72.Have you ever found yourself scribbling their name with hearts and love on the side of a piece of paper, a desk, or other? no yes

73.Do you have trouble sleeping after an unresolved argument with them? no yes

74.Have you ever stolen their underwear when they were not looking? no yes

75.Do you look forward to days off / weekends just to spend more time with them?

  no yes

76.Do you save little items (movie ticket stubs) from dates or outings? no yes

77.Have you ever posted anywhere on the internet (a newsgroup, discussion page, etc.) a shout out that you loved them? no yes

78.Brought a rose to them for not other reason than thanking them for being who they are?

  no yes

79.Have you ever traveled (or would you) 100 miles just to see each other? no yes

80.Have you ever dedicated a song to them on the radio? no yes

81.Ever found yourself wishing more people could be like them? no yes

82.Do you get butterflies in your stomach every time they come into the room? no yes

83.Do find yourself constantly thinking about what they are doing at that moment when they are not around? no yes

84.Have you ever taken up a new hobby just because they shared that hobby? no yes

85.Do you find it harder to shop for them then anyone else? no yes

86.Do you ever fantasize about marrying them (or often daydream back to the day you did)?

  no yes

87.Are they, in your opinion, the most interesting/fascinating person on Earth? no yes

88.Did you specifically visit Romance 101 or this test with them in mind? no yes

89.Is being unfaithful to them something you could never possibly do? no yes

90.Do they make you happy? no yes

91.Do you believe in Destiny now or more then you did because of them? no yes

92.Have you ever "zoned out" during a conversation with someone because you were thinking of them? no yes

93.Does holding their hand make you feel more safe and secure? no yes

94.When shopping, do you often think "What would they like" when making your decision?

no yes

95.Do you like them better then Chocolate? no yes

96.Have you ever been out on a date with them? no yes

97.Have you live together (married or not)? no yes

98.Have you ever proposed marriage to them? no yes

99.Have you married them? no yes

100.Would you be willing to lay down your life to save theirs? no yes

 

Your score:

100%    Obsession Kills Love...You might be too obsessed here.
80 - 99% Strong & Long Lasting Love.
50 - 79% New Love moving towards Long Lasting Love.
30 - 49% Pure Infatuation heading towards Love.
10 - 29% It's a Die-Hard Crush on it's way to Infatuation
1 - 9% Possible Crush Here
0% Loveless....
         BBC Persian