تبليغاتX
wednesday in love
MAHMOODREZA CRIMSON  WEBLOGچهارشنبه جديدخوش امديد

         BBC Persian        

wednesday in love
Time To Be Loved
سال نو

سال نو سال نو

آهسته بیا تا بار زمستان نلرزد

آهسته بیا تا غمها تکان تکان نخورند

سال نو بیا ولی یواش بیا بیا ولی آرام بیا

سال نو گر میایی با من بیا چون من هم همترانه ی بهارم

سال نو زمستان را به خودش بسپار

عیدتان مبارک . امیدوارم سال سگیه خوبی را داشته باشید و مثل سگ با وفا .

2 نوشته شده در  Mon 20 Mar 2006ساعت 7:3 PM  توسط کریمسون | 
از یک وبلاگ...

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب

 که باغها همه بیدارو بارور گردند.

 بخوان  . دوباره بخوان تا کبوتران سپید

 به آشیانه خونین دوباره بازگردند.

 بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت

 که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد .

...................

2 نوشته شده در  Sat 18 Mar 2006ساعت 10:33 PM  توسط کریمسون | 
میخوام برم از تو جدا نباشم...

میخواستم برم از تو جدا شم ، ولی نه اینقدرها هم عقب نشین و بی اراده نشدم ، اینقدر ضعیف و بیفکر نشدم ، چیزی نشده ، تو نیستس نباید هم باشی ولی به موقعش خواهی بود ، چقدر دنیا قشنگه مگه نه؟ به اون نگاه کن این همه آدم میمیرند ، مرگ مغزی ، سکته ی قلبی و ... ولی فقط مردنشونو میبینند ولی این مرگ هم خیلی قشنگه مگه نه؟ پس عمرا ، عقب نشینی کار من نیست ؛ فقط کار خودمو میکنم به کسی هم کار ندارم حتی وقت طلایی تو . هر وقت بودی من هم بودنم را اثبات میکنم به همین سادگی.

2 نوشته شده در  Fri 17 Mar 2006ساعت 6:38 PM  توسط کریمسون | 
صبر

صبر هم گاهی لذتی دارد که درد ندارد , گاهی صدایی دارد که سکوت ندارد , گاهی هوشی دارد که انگور ندارد , میتوان صبر را با اندکی دقت به جایی رساند که خاطره ها مرده اند , رویا ها جدیت ندارند , و دوباره با آنها زیست.

2 نوشته شده در  Thu 16 Mar 2006ساعت 7:27 PM  توسط کریمسون | 
مولوی میگوید

چاره ای کو بهتر از دیوانگی

بگسلد صد لنگر از دیوانگی

ای بسا کافر شده از عقل خویش

هیچ دیدی کافر از دیوانگی

رنج فربه شد برو دیوانه شو

رنج گردد لاغر از دیوانگی

در خراباتی که مجنونان روند

زود بستان ساغر از دیوانگی

اه چه محرومند و چه بی بهره اند

کیقباد و سنجر از دیوانگی

شاد و منصورند و بس با دولتند

فارسان لشگر از دیوانگی

بر روی بر آسمان همچون مسیح

گر تو را باشد پر از دیوانگی

2 نوشته شده در  Mon 13 Mar 2006ساعت 9:10 PM  توسط کریمسون | 
من

من با دستهای خالی. و روبرویم کودکان نیازمند همه عالم

ننوشتنم از بیمطلبی نیست از بیرمغی است.

2 نوشته شده در  Mon 13 Mar 2006ساعت 10:8 AM  توسط کریمسون | 
اون که رفته

فکر میکنی با اونی که رفته چیکار باید کرد؟ چی فکر میکنه؟ اسمش چیه؟ فقط اونی که رفته اگه نمیرفت میتونست....

 

اون که رفته خبر از دل من و تو نداره

خبر از دردی که به قلبای ما زد نداره

اون که رفته حرفتو باور نداشته

نمیخواسته تا که با تو بمونه

اون که رفته صدای فریادتو نشنید و رفت

صدای حق حق و اشکاتو نمیخواست ، ولی رفت

اون که رفته نمیخواسته عشقتو باور کنه

نمیتونست حرف و دردای تو رو باور کنه

خیلی حرف کهنه رو لبات نشوند

اون که رفته خبر از اون همه غصه نداره

اون که رفته نمیدونست غیر اون

هیچ کسی حرفاتو خوب نمیشنوه

خیلی حرف روی دلت مونده واسش

ولی جز اونی که رفته دیگه هیچ یاری نمونده

 

2 نوشته شده در  Fri 10 Mar 2006ساعت 12:52 PM  توسط کریمسون | 
baby love

Baby If I Think You A Lady That You Gave Me Your Baby Love , Come on Walk With Me

2 نوشته شده در  Wed 8 Mar 2006ساعت 10:45 PM  توسط کریمسون | 
نه من تو را دوستت ندارم!!!

نه من دوست ندارم ، فقط وقتی کنارم میشینی ، وقتی چشمانت تو چشمای منه هیچ کاری نمیتونم بکنم جز اینکه بشینم به عروسک بازی تو نگاه کنم ، فقط وقتی به من سلام میکنی تمام بدنم آواز تو را میخواند و جز نگاه به بازی تو و تقلید از بازی تو نمیتواند کاری بکند ، راست میگی من دوست ندارم ولی فقط نمیدونم چرا بعضی وقتها حتی با یاد تو هم آروم ندارم ، بعضی وقتا نمیدونم چرا واسه دیدنت ثانیه شماری میکنم ، راست میگی اینا همش یه بازیه ، یه بازی کوچیک که من تو رو دوست ندارم ولی...

بیا که به من میگی دیگه تو را دوست ندارم

ببین که این تن خسته بی تو چه حالیه جونم

ببین که چه کاغذای سفیدی سیاه شده

همشم اسم تو روش بازی شده

بیا که همش میگی حرفای من مال خودم نیست

این همه شعرای رنگی ، قافیش اسم خودم نیست

اسم تو نقش و هوای بودن من

اسم تو رنگ قشنگ همه قافیه های من

بیا که دیگه نگی فقط یه عادت کوچیکه

آخه عادت نمیتونه این همه زنده بمونه

این همه هوای تو تو خط من جاری شده

دوست داری باشه بزن تبر به این صدای من

هر کاری خواستی بکن ، اسمتو از دلم نبر

دیگه هم حتی یه بار آتیش به قلب من نزن

ولی هر جایی که رفتی نگو که همش دروغه

نگو دوست داشتنای من واسه تو فقط یه حرفه

نگو اسم تو واسم فقط یه اسم کوچیکه

آخه تا اسم تو تو من نباشه ، نمیشه

2 نوشته شده در  Tue 7 Mar 2006ساعت 10:32 PM  توسط کریمسون | 
نگاه ترانه ای
بزرگترین آوازم را با تو که تا رویا فاصله ای نداری و از تو میخوانم . چون تک سراینده ی سالهای نزدیک قلبم کسی است آشنا اما غریب و این غربت چشمانش مدتهاست روز و شب با من مانده و آن چشمان ، چشمهای توست. تویی که روزهای بودنت با من به یک بازی کودکانه خلاصه میشود ، به شور و اشتیاق تنها نگاهی که بازیها برای آن آغاز میشدند و نمیدانستی ، و ای کاش آن بازیها ابدی بود ، کاش فقط بازی نبود . در سراسر جشن دنبال لحظه های کم و گمی که بشود بدون هیچ مزاحمی به تو خیره شد میگشتم ، لحظه ها کم بود ولی این کم هم بس بود برای زائیده شدن ترانه های من ، برای ترانه هایی که سالهاست جان بازی گرفتند ولی هیچ بازیگری نیست ؛ لحظه ها هم میگذرند ولی انگار به همان جایی میروند که آغاز شده اند ، دیروز مانند فردا ، امروز ، دوشنبه ، چهارشنبه ، بیست و نهم ، شانزدهم ، و هر روز درست مانند همان پنجشنبه و جمعه ایست که تو را میدیدم و هر روز ، فردایش مانند لحظه ی دیدار توست ، هر هفته به امید پنجشنبه ی دیدار آغاز میشود ، ولی هر پنجشنبه پشت هم میگذرد بی آنکه توئی از آن عبور کند ، ترانه ها همه تکراری شده اند ، دیگر کار من حتی برای خودم هم معلوم نیست ، دیگر دل من که هنوز دل من است ، کار من را نمیکند و دائم میشمرد روزی را که تو در آن باشی ولی افسوس که این روزهای کم در سال هم نمیخواهی در آن باشی ، دیگر همه چیز شبیه یک رویا شده ، انگار تو را در خوابم دیده ام چون هر چه میکوشم که پیدایت کنم ، نیستی و یا نمیخواهی باشی ، ولی من تنها با تو ترانه میخوانم ، ولی تا کی میشود در رویاها تورا در آغوش گرفت و بوسید و دوباره روزهای بی تو آغاز شوند؟
2 نوشته شده در  Mon 6 Mar 2006ساعت 10:18 PM  توسط کریمسون | 
برقص

برقص که خوب میرقصی ، برقص در پشت خاطرات من ، در کنار بچگی ، در همه ناز و نگاه بچگی ، در همه شور و حیای بچگی ، برقص ، برقص که سالهاست در من بی آنکه بدانی میرقصی ، سالهاست رقصیدنت را در یک نگاه میبینم ، در حالی که آرام گوشه ای نشسته ای و نگاهی به تو دارم میرقصی ، نگاههایم همه بسته به نام و نشانی از تو شده که تمام بچگی ام را شامل میشوی

با همه ناز و نگاه بچگی

با همون حرفای خوب بچگی

با صدای بارون و داد و خستگی

با همون بازیهای بچگی

من را بد کردی و بد

از همه دار و ندار و بچگی

2 نوشته شده در  Sun 5 Mar 2006ساعت 8:36 PM  توسط کریمسون | 
یک اثر
در کهکشان بی انتهای عشق، با اخلاص و صداقتم خود را به آتش می کشم تا شمع و چراغی باشم برای تاریک اندیشان، شاید که به خود آیند! و هم نوری باشم برای جويندگان، شايد که راه را بيابند! و هم مشوق و تشويقی باشم برای راه يافتگان، شايد که بشتابند و سرعتشان را بيشتر کنند.
همچون پروانه ای سبکبال و رقصان، عاشقانه بسوی خورشید عشق پرواز میکنم
در اين مسير يا تنها و غريب همچون ستاره ای فروزان و دنباله دار تا به خورشيد خواهم رفت و آنگاه آنچنان خواهم سوخت تا خود جزئی از خورشيد شوم، و يا اينکه در طی راه به يار و معشوقم خواهم رسيد، و آنگاه در جريان اين وصل و اتصال، انفجاری رخ خواهد داد که درب ورود به بهشت عشق را باز ميکند.
2 نوشته شده در  Sun 5 Mar 2006ساعت 6:49 PM  توسط کریمسون | 
بفهم مرا

خوب فهمیدمت پس بیا تو هم من را بفهم یا به من بفهمان که نباید بفهمم

ولی من نمیتوانم نفهمم...

2 نوشته شده در  Tue 28 Feb 2006ساعت 10:22 PM  توسط کریمسون | 
سفر
بسیار سفر باید....  

 بسیار سفر باد از تو پر باشد مانند هر روز و شب و ثانیه های زندگی من تا از خودم گم نشوم که تو تمامم هستی . بسیار باید یاد تو را کرد ای هر لحظه دوست داشتنی تر و ای هر دقیقه زیباتر ُ راستی انگار کنارم بودی هر کاری میخواستم بکنم این دو روز پس بیا و تا همیشه با من باش . بیاد من باش

2 نوشته شده در  Tue 28 Feb 2006ساعت 10:16 PM  توسط کریمسون | 
از تو

سکوت شب همه پر از فراموشی

نگاهها همه رو به خاموشی

بر قلم دل دگر شعر نبند

بر بستر غم اشکها جاری

نگاهها رو به آینه ی سرد

دیدن من پر از خواهش نابودی

اسم گل رو دفتر مشق شب

دیدن باران عادت ناخوشی

همه آفتاب نام و نقشی از تو

هر ستاره نوری از بودن تو

2 نوشته شده در  Tue 28 Feb 2006ساعت 10:9 PM  توسط کریمسون | 
غربت

مدتی است به غربتی عادت کردیم که اسمش بودن هست! بودنی که کاملا با نبودن در یک راستا قرار دارد . این بودن برای هر کس معنایی دارد و البته معنایی جدا و کاملا متفاوت . از من بپرسند میگویم بودن شامل رنجها و بیچارگیها و کمبودهایی است که گاه و بیگاه و همیشه گلویمان را میفشارد و گاهی هم برای سر گول زنک کمی خنده روی لبانمان مینشاند و ما میخواهیم به زور به خود بفهمانیم این همان معنای بودن است ، این همان معنا و همان چیزی است که به زور آنرا زندگی نامیدیم و میخواهیم به خودمان و دیگران این نام لعنتی و دروغ زندگی را تحمیل کنیم و بگوییم این همان چیزی است که باید برای آن از خدا ممنون باشیم!! این همان چیزی است که شکرش نسبت به درگاه ابدیت واجب است ، این یعنی زندگی ! این یعنی زندگی؟ برای اندک خوب از خودمان راضی میمانیم و برای تمام بدبختیها گله به خدا میکنیم و سپس شکرش میکنیم که بیشتر نیست. نه ، من این کار را نمیکنم ، شکر بیچارگیها را نمیکنم چون از آنها راضی نیستم ، شاید بخاطر بسپارم که از خوبیهایش تشکر کنم ولی اینجا جای خداشناسی نیست ، میخواهید خدا را بشناسید بمیرید چون خدا شناختنی نیست ، درک کردنی است.

2 نوشته شده در  Tue 28 Feb 2006ساعت 10:2 AM  توسط کریمسون | 
بگو . نگو...

خود خواسته ها را از من جدا کن که نمیتوانم در توانم آورم که ناتوانم ولی توان آنرا ندارم که از ناتوانی کنار تو بی توان بمیرم. نگو به من بیشعور ، شعور کار من است اگر نمیبینی مشکل توست . به من نگو احمق ، از این نمیتوانم احمق باشم ، سوی چشمت را عوض کن تا بفهمی . به من بگو ، به من بگو که هیچوقت نمیگویی نمیگویم چون از نگفته های تو نمیتوانم زنده بمانم ، صدایت جور دیگریست . به من نگو عاشق نباش ، نگو بی مهر ، عشق ورزیدن کار من است ، زندگی من است ، جای من باش ، نمیشود عاشق شبهای پر ستاره ی چشمانت نبود ، نمیشود دوستت نداشت ، نمیشود بی یاد تو زمانها بگذرند بدون اینکه ثانیه ها سکته نکنند . به من نگو اسیر ، چون در تو از همه آزادترم . به من نگو نمیر ، نمیتوانم بدون اینکه باشی ، باشم، نمیتوانم نمیرم ، مردن کار من است.

دکتر خوب میگوید ،من هم میگویم ، به من نگو نفهم ، چون نمیتوانم نفهمم ، میفهمم. و ادامه اش میدهم که خوب فهمیدمت بیا من را هم تو بفهم یا به من بفهمان که نباید بفهمم.

2 نوشته شده در  Thu 23 Feb 2006ساعت 9:56 AM  توسط کریمسون | 
بدون شرح...
به آنچه به آن امیدواری نداری

امیدوارتر از آن چیزی باش که به آن امیدواری

                                                        امام علی (ع)

2 نوشته شده در  Tue 21 Feb 2006ساعت 11:16 PM  توسط کریمسون | 
همچنان بودن...

و حالا صدا را جور دیگر باید احساس کرد تا به معجزه ی بودن پی برد ، در بیست سالگی تا سی سالگی هم زیاد است و در سی سالگی تا صدوبیست سالگی هم کم ولی برای همه که اینطور نیست ، حداقل الان که برای من سی هم زیاد است و دلیل دارم ، دلیل زیادی هم دارم.

اسم فامیلهایی که در بازی جریان داشت برای حرمت، حتی با حرف "ب" هم از کاغذم دور بود ، یک اسم . چقدر خاطره بازی کردی گاهی ، حتی روزهایش هم یادم است به جز نام دوستانم! نام کتاب تقریبا دویست صفحه ای در کنار همان تخت دونفره ی اطاق کوچکی بود که بارها در آن خودم را پیدا کردم ، روی جلد آن عکس سایه ای بود که به نامش میومد ، کانال دو هم آنرا شامل میشد ، بابالنگ دراز و قصه ی دختری با نام جودی . اولین بار هم یادم هست که از ترس از تو را شامل میشد به زیر میز بزرگ ناهارخوری خودمان ولی تو که ترس نداشتی پس آمدم ولی اکنون میفهمم که آنموقع عاقل تر بودم چون فهمیده بودم باید ترسید ولی آنلحظه هم بی ترسم کردی مانند لحظه های بعد از آن.
2 نوشته شده در  Tue 21 Feb 2006ساعت 11:10 PM  توسط کریمسون | 
 

LOVE TEST

This test measures how in love you are with someone.

Have you ever:

1.Felt weak in the knees at the sight of them? no yes

2.Have you ever done something that seemed ludicrous at the time to impress them?

no yes

3.Have you experienced a loss of appetite because they were not with you? no yes

4.Do you have trouble sleeping without them around? no yes

5.When you do sleep, are they in your dreams? no yes

6.Can you see spending the rest of your life with them? no yes

7.Can you say things to them you would not say to any other? no yes 

8.If you closest friend were making fun of them, would you stand up for them? no yes

9.Could you never lie to them? no yes

10.Do you call them more than once a day just to hear their voice? no yes

11.Is it impossible to imagine life with out them? no yes

12.Do you have trouble remembering your life before them? no yes

13.Do you feel happiness, sadness, hot and cold all at the same time? no yes

14.Do you put them first in your life, even before you? no yes

15.Do presents from them seem more enjoyable than any other gift, even before you know what they are? no yes

16.Would you give your last chocolate to them? no yes

17.Have you ever posted pictures of them all over your walls, leaving little or no wall visible? no yes

18.Have you ever called them to hear their voice, only to hang up before speaking?

no yes

19.Have you noticed things about their appearance or mannerisms that other people would not notice? no yes

20.Can you name their favorite...ice cream? no yes

21. ...movie? no yes

22. ...song? no yes

23.Do you find that certain songs on the radio seem to be written about them or the two of you? no yes

24.Would you be willing to embarrass yourself in front of others just to see them smile?

  no yes

25.Do you or are you looking forward to Valentines Day? no yes

26.Do you feel like you have spent your life looking for this person? no yes

27.Does a hug or kiss from them really make it all better? no yes

28.Would you stand by there side through sickness or poor times? no yes

29.Have you thought up names to call your future children? no yes

30.Do you have pet names for each other? no yes

31.Do they have the power to get on your nerves (upset you more) more then anyone else ever at times? no yes

32.Do you say things to them that your friends would make fun of you if they heard?

  no yes

33.Have you said those things to them in front of your friends? no yes

34.Do you consider them your best friend? no yes

35.Do you trust them? no yes

36.Have you told them that you love them? no yes

37.Do you express your love everyday? no yes

38. ...every hour? no yes

39.Does it hurt to think of life without them? no yes

40.Do you remember special anniversaries (first date, etc.)? no yes

41.Do you remember little anniversaries (first time you ate sushi together, etc.)? no yes

42.Do you find that you are bringing them up in a lot of conversations (i.e. Well Jenny thinks...)? no yes

43.When buying major purchases, do you consider if they would approve? no yes

44.If they needed a kidney, would you give them one of yours? no yes

45.Are you thinking about them right now? no yes

46.Do you miss them, even when they are in the next room? no yes

47.Have you ever taken a class together just so you could spend more time with them?

no yes

48.Have they met your parents (if they are still alive...or have you met theirs)? no yes

49.Have you written them a poem? no yes

50.Have you written them a letter? no yes

51.Have you or they picked a song (you know "yours and their song")? no yes

52.If they moved out of state/providence would you follow? no yes

53.Would you shave your head if they asked you too? no yes

54.Have you ever serenaded them in a public place? no yes

55.Does their smile make you smile? no yes

56.Do you hurt when they hurt? no yes

57.Do you feel like you can read their mind? no yes

58.Do hours just fly by when you are with them? no yes

59.Have you ever told them that you love them in front of your friends? no yes

60.Have you ever just sat and listened to their problems? no yes

61.Ever bought tickets to a function (movie, play, show, etc) you had no interest in but they did? no yes

62.Have you remained faithful to them, never cheating? no yes

63.Are you always honest with them (beside little lies like "No really that looks great on you?"?) no yes

64.Have you ever taken the time to massage their feet? no yes

65.Do you chat with them online (via e-mail, chat or other internet source)? no yes

66.Have you ever made future plans together? no yes

67.Have you or did you name your children before they were conceived? no yes

68.Do you know their birthday? no yes

69.Do you know their favorite color? no yes

70.If you had to be separated by a large distance, could you keep you feelings alive?

no yes

71.Does the mere mention of their name in a passing conversation make you feel warm inside? no yes

72.Have you ever found yourself scribbling their name with hearts and love on the side of a piece of paper, a desk, or other? no yes

73.Do you have trouble sleeping after an unresolved argument with them? no yes

74.Have you ever stolen their underwear when they were not looking? no yes

75.Do you look forward to days off / weekends just to spend more time with them?

  no yes

76.Do you save little items (movie ticket stubs) from dates or outings? no yes

77.Have you ever posted anywhere on the internet (a newsgroup, discussion page, etc.) a shout out that you loved them? no yes

78.Brought a rose to them for not other reason than thanking them for being who they are?

  no yes

79.Have you ever traveled (or would you) 100 miles just to see each other? no yes

80.Have you ever dedicated a song to them on the radio? no yes

81.Ever found yourself wishing more people could be like them? no yes

82.Do you get butterflies in your stomach every time they come into the room? no yes

83.Do find yourself constantly thinking about what they are doing at that moment when they are not around? no yes

84.Have you ever taken up a new hobby just because they shared that hobby? no yes

85.Do you find it harder to shop for them then anyone else? no yes

86.Do you ever fantasize about marrying them (or often daydream back to the day you did)?

  no yes

87.Are they, in your opinion, the most interesting/fascinating person on Earth? no yes

88.Did you specifically visit Romance 101 or this test with them in mind? no yes

89.Is being unfaithful to them something you could never possibly do? no yes

90.Do they make you happy? no yes

91.Do you believe in Destiny now or more then you did because of them? no yes

92.Have you ever "zoned out" during a conversation with someone because you were thinking of them? no yes

93.Does holding their hand make you feel more safe and secure? no yes

94.When shopping, do you often think "What would they like" when making your decision?

no yes

95.Do you like them better then Chocolate? no yes

96.Have you ever been out on a date with them? no yes

97.Have you live together (married or not)? no yes

98.Have you ever proposed marriage to them? no yes

99.Have you married them? no yes

100.Would you be willing to lay down your life to save theirs? no yes

 

Your score:

100%    Obsession Kills Love...You might be too obsessed here.
80 - 99% Strong & Long Lasting Love.
50 - 79% New Love moving towards Long Lasting Love.
30 - 49% Pure Infatuation heading towards Love.
10 - 29% It's a Die-Hard Crush on it's way to Infatuation
1 - 9% Possible Crush Here
0% Loveless....
         BBC Persian